دلنوشته ای از جنس دلتنگی برای مدرسه

همیشه فکر می کردم، تعطیلی مدارس مثل بارش برف خیلی زیبا و هیجان انگیز است ولی واقعا الان این طور نیست؛

همه ما دلمان برای مدرسه برای دوستان، همکلاسی ها، مدیر، معاونین ومعلمان تنگ شده بود. برای لحظات باهم بودن بدون دغدغه ی کرونا برای آزادانه بیرون رفتن ها وهزاران نعمتی که در دسترس ما بود وما قدرش را نمی دانستیم. تدریس دبیرانمان که با عشق وتعهدی بی نظیر مثل شمع می سوختند وبه ما روشنایی علم ودانش وآگاهی را هدیه می نمودند. البته این روزها هم باهمان عشق وتعهد ولی با نگرانی ازموثربودن آموزش مجازی حماسه می آفرینند. مثل اینکه آنها هم دلشان برای ما تنگ شده است.
این روزها البته با توصیه ی مادرم در شبکه های اجتماعی عضو شده ام و به گونه ای متفاوت بهترین استفاده را از این فضاها می برم برخلاف تابستان که اگر زمان زیادی با گوشی سرگرم بودم موجب اعتراض مادرم می شد، الان برای رفتن به فضای مجازی وگوش دادن دروس تشویق هم می شوم.
البته گاهی بی حوصله می شوم ولی سعی می کنم با سرگرمی ها وبرنامه هایی درمنزل مشغول شوم؛ فردا اولین امتحان متفاوت دوران تحصیلم است بله به صورت مجازی و فقط دعا می کنم، سرعت اینترنت خوب باشد و زمان کم نیاورم. ما برای شکست این مهمان ناخوانده و با آگاهی به پویش “در منزل می مانیم” پیوسته ایم. کرونا ما تورا شکست خواهیم داد از درس های مهمی که از تو آموخته ایم را هیچ وقت فراموش نمی کنیم.
*ثنا رفیعا، دانش آموز تهرانی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *